+ مراقب رویاهایت باش...

مراقب رویاهایت باش...

زهرا مهر 92

پی نوشت: دست نویس اول کتاب ترانه ای که زهرا _ هنرجوی 1 سال و خورده ای پیشم که هنوزم گاهی سری میزنه _ هدیه داد بهم...

پ ن 2 : همین سه کلمه چقدر راحت آرامش بهم داد...


comment نظرات () لینک
تگ ها:
نویسنده : فیلیسوف دیوانه ; ساعت ۸:٠٤ ‎ب.ظ ; ۱۳٩٢/٧/٢۱
+ تورا یادت ، مرا خاطر فراموش...

با مامان بزرگ که جناق میشکستیم همه فکر و ذکرم میشد این که یه وقت چیزی ازش نگیرم که ببازم...

همیشه هم با همون زرنگی دهاتی وارش _که من همیشه همین سادگیو زرنگی دهاتی وارش رو دوست داشتم _ خیلی بیخیال و عادی یه چیزی بهم میداد...

یه بار نخ و سوزن که بیا من چشم نمیبینه_و چقدر دوست داشتم سوزن رو واسش نخ کنم_

یه بار شکلات...

یه بار عینک...

حتی یه بار کوبید رفت واسم شطرنج خرید که ببازم!

همیشه هم با لهجه ی شمالیش _و  یه لبخند شیطنت آمیز_ میگفت :

مرا یادم تورا خاطر فراموش...

اینا همه مال قبل از این بود که کار دنیا بر عکس شه...

امروز روی تخته وایت برد نوشتم:

تورا یادت،مرا خاطر فراموش...

دروع نگفتم...دروغ نوشتم...

*پی نوشت: مامان بزرگ خاطره ی دوریه از اون موقع که همه چی سر جاش بود

روزای همیشه تابستونیه 4-5 سالگی تو خونه ی کوچیکش...

* پ . ن 2: آخرین آهنگی که با هم گوش کردیم گل پونه های ایرج بسطامی بود...

خیلی خوشش اومده بود، لذت میبرد مثل حال الان من...


comment نظرات () لینک
تگ ها:
نویسنده : فیلیسوف دیوانه ; ساعت ٥:٠۳ ‎ق.ظ ; ۱۳٩٢/٧/۱٢

[ طراح قالب وبلاگ : سیلور سون ] [ Weblog Themes By : SilverSeven.IR ]