+ بی نام

کادر دوربین روی منه و از تو فقط صدای خنده است...

می پرسی : چی مخواستی بگی؟

میگم : صدام کن!

- یعنی چی؟

-یعنی نداره که...

صدام کن ...

از ته دلت صدام کن ...

تصویر می چرخه روی سرامیک های سفید لک دار...


comment نظرات () لینک
تگ ها:
نویسنده : فیلیسوف دیوانه ; ساعت ٢:٤٥ ‎ق.ظ ; ۱۳٩۳/٧/٢٦
+  

پخش شده ام روی صندلی کنار پنجره ام ، سازم ( که چند روزی هست کوک نگه نمیدارد) را دستم گرفته ام، از نمی دانم کجا صدای ادیت پیاف پخش می شود...

Non je ne regrette rien !

یاد خانه ی استادم می افتم که گرامافونش ادیت پیاف میخواند و سازش همیشه کوک داشت...

* پی نوشت : حرف زدن ، جمله بندی و ... را دارم فراموش می کنم انگار!

 


comment نظرات () لینک
تگ ها:
نویسنده : فیلیسوف دیوانه ; ساعت ٢:٥٦ ‎ق.ظ ; ۱۳٩۳/٧/٢۱
+  

بی چار ه بلبل ...

صبح ها با صدایش چای می خورم ...

هر روز صبح تمام غریزه اش را میریزد توی حنجره اش و فریاد میزند...

یک ریف تکراری، هر روز و هر روز...

گه گداری هم اگر کیفش کوک باشد با شنیدن صدای سازم چهچهه ای میزند...

بی چاره بلبل ...

* پی نوشت : بلبل ،همسایه دیوار به دیوارم است ...

من با صدایش دوست شده ام...


comment نظرات () لینک
تگ ها:
نویسنده : فیلیسوف دیوانه ; ساعت ٥:٢٠ ‎ب.ظ ; ۱۳٩۳/٧/۳

[ طراح قالب وبلاگ : سیلور سون ] [ Weblog Themes By : SilverSeven.IR ]