+ شعر دیگران !

زندگی دفتری از خاطره هاست
خاطراتی شیرین
خاطراتی مغشوش
خاطراتی که ز تلخی رگ جان می گسلد
ما ز اقلیمی پاک که بهشتش نامند
به چنین رهگذری آمده ایم
گذری دنیا نام
که ز نامش پیداست
مایه ی پستی هاست
ما ز اقلیم ازل ناشناسانه بدین دیر خراب آمده ایم
چو یکی تشنه به دیدار سراب آمده ایم !
........................................
و حال در این بهبوه ی ناآشنا
من!
در جاده های انتظار منتظر کسی هستم
شاید بیاید.
با آمدنش
پایان غمهایم،
التیام دردهایم

این شعر به طور کامل از جایی به غیر از دل من فرو نشسته  و از کارهای من نیست !


comment نظرات () لینک
تگ ها:
نویسنده : فیلیسوف دیوانه ; ساعت ٩:٤۸ ‎ب.ظ ; ۱۳۸٦/۱٠/۱٦

[ طراح قالب وبلاگ : سیلور سون ] [ Weblog Themes By : SilverSeven.IR ]