+  

بی چار ه بلبل ...

صبح ها با صدایش چای می خورم ...

هر روز صبح تمام غریزه اش را میریزد توی حنجره اش و فریاد میزند...

یک ریف تکراری، هر روز و هر روز...

گه گداری هم اگر کیفش کوک باشد با شنیدن صدای سازم چهچهه ای میزند...

بی چاره بلبل ...

* پی نوشت : بلبل ،همسایه دیوار به دیوارم است ...

من با صدایش دوست شده ام...


comment نظرات () لینک
تگ ها:
نویسنده : فیلیسوف دیوانه ; ساعت ٥:٢٠ ‎ب.ظ ; ۱۳٩۳/٧/۳

[ طراح قالب وبلاگ : سیلور سون ] [ Weblog Themes By : SilverSeven.IR ]