+ تازه مثل روز اول برف ...

دلم نمیاد این تاپیک رو بنویسم امٌا نوعی رسالت رو رو دوش خودم حس میکنم همون طور که علاقه دارم در باره ی زیبایی های برف بنویسم باید این ها رو هم بگم ...

امروز برفا سفت شدن اصطلاحاً  یخ زدن...

میخوام بگم مثل دل ما ...

ما وقتی به دنیا تا یه سنی خیلی دل نرم ونازکی  داریم ...

هممون حتی اونی که الان قصاب شده ــ مثل فیلم بازگشت هانیبال ــ

حتی با دیدن کوچکترین نا ملایمتی شاید ساعتها بغض وگریه داشته باشیم و بزرگترین گناهان اطرافیانمون رو با قهر تلافی میکردیم و بزرگوار بودیم چون سریع دوباره آشتی برقرار میشد...

مثل برف تازه که تو دستت بگیری سریع آب میشه ...

یعنی واکنش طبیعی و ملموس و ملایمی داشت ...

اما الان کوچکترن اشتباهات رو با انتقام درست میکنیم ...

مثل الان برف کع سفت شده اگه دستت رو بزنی بهش خراش میده ...

یعنی برف از دیروز ــ که اونقدر بخشنده و نرم و زیبا بود ـــ به برف امروز ــ که خشن و باز هم زیبا ــ تبدیل شده؟

مگه میشه گفت  : کاش برف همیشه وقتی میباره تا ملایمه باشه دیگه بخ نزنه؟

پس چه خوبه همه ما تا یه سن خاصی زندگی کنیم و بعد ...

۶ سالگی به نظرم مرزش باید باشه !

گمونم آب رفتارش مثل انسانه... ما آدما هم وقتی جوش بیاریم همه اطرافیانمون رو میسوزونیم ...

اما در حالت عادی صلح رو بر دعوا ترجیح میدیم مثل آب روی آتیش...

البته یخ و زیبایی هاش به کنار ...

چه میخونه این شهرام ناظری ــ شوالیه ــ نفسش حق...

من کردی بلد نیستم حتی سر در نمی آرم ...

به قول پائولو کوئیلو به زبان جهان حرف میزنه پس همه میفهمن چی میگه ...

آقای ناظری شما چه کرده ای که دلت اینقدر نازک مونده؟؟؟؟

من تا به حال شوالیه شهرام ناظری رو ندیدم ... اما صداشو دوست دارم چون آن چه از دل بر آید لا جرم بر دل نشیند مثل صدا ی وحید جلیلوند ــ که ایشون رو هم تا به حال ندیدن ــ که عاشق صدای گیراش شدم...

فکر میکنم این ها راهی رو یاد گرفتند که صداشون مثل اون برف روز اول همیشه تازست هیچ وقت یخ نمیزنه ...


comment نظرات () لینک
تگ ها:
نویسنده : فیلیسوف دیوانه ; ساعت ۱۱:٠٧ ‎ب.ظ ; ۱۳۸٦/۱٠/۱٧

[ طراح قالب وبلاگ : سیلور سون ] [ Weblog Themes By : SilverSeven.IR ]