+ کودک گم شده...

اشکهایم جاریست...

دست دلم میلرزد...

و تمام بدنم...

من به کی می نگرم؟

در سیاهی چشمی...

بر نه من می نگرد...

این منم؟

یک گنه کار که از کار خودش...

روی به اذکار و دعا آوردست؟

توبه نمیکند اثر مرگ مگر اثر کند...

کجایی خدا؟؟؟؟؟

صد بار اگر توبه شکستی باز آ...

دستم رو بگیرفراموشت کرده ام؟

توبه تنها راه بازگشت...

فراموشت نمیکنم...

من به تو می نگرم در تنگنای تاریکی وجودم...

تو بر من عشق می ورزی...

من به درگاهت گنه کردم...

تو با من بر سر مهری...

تو بر  من بر سر عشقی...

تو را من بس دوست میدارم...

هم چون کودکی که مادرش را پیدا میکند در بغل می فشارمت...

                    ¤ قول بده تنهایت نمیگذارم! ¤  


comment نظرات () لینک
تگ ها:
نویسنده : فیلیسوف دیوانه ; ساعت ۱٢:٤٩ ‎ق.ظ ; ۱۳۸٦/۱۱/۸

[ طراح قالب وبلاگ : سیلور سون ] [ Weblog Themes By : SilverSeven.IR ]