+ اتوپیای من جاییست حوالی شیزوفرنیا!

چند سالی درگیر داستان کی خسرو _پادشاه افسانه ای ایران،فرزند سیاوش در شاهنامه_ بودم...

کسی که برای صلح میجنگه ...

عزیزانش رو از دست میده ...

صلح رو می سازه ...

و آخرش تو اوج قدرت با صورت سیاه شده از قدرت کناره گیری میکنه و خودشو گم و گور می کنه!

امروز خبر مرگ کی خسرو ی معاصر _از دید من! _ روی تمام سایتا ی خبریه...

«نلسون ماندلا» که جنگید و زجر کشید و عزیزانش رو از دست داد و بعد از درست کردن مشکلات با صورت سیاه_!_ از قدرت کنار رفت...

باز هم یکی دیگه از ایدئولوژیستای صلح طلب مرد و زور سیاست مدارا بیشتر شد...

حالا واقعاً مجبورم برای ساختن آرمان شهرم به رویا پردازی و توهم فکر کنم...

آرمان شهری که فقط جای دیوانه ها و رویا پردازا باشه!

پی نوشت :
Imagine all the people
Living life in peace
You may say that I'm a dreamer
But I'm not the only one
I hope someday you'll join us
And the world will be as one

پ ن 2: بخشی از ترانه ی Imagine از John Lennon

پ ن 3 : این یکی رو هم خاک میکنیم کنار همه ی تلاش هایی که انسان برای آزادی خودش انجام دادن...

مثل همون که 4 سال پیش رنگ سبزو دفن کردن* و معلوم نیست چند سال دیگه باید این بنفش این روزا رو خاک کنن...

پ ن 4 : * من نه سبز بودم و نه بنفش و نه اصلاً رای دادم. هر چند با ایده ی سبز ها مشکل داشتم _و دارم _ ولی نمیتونم به تلاششون احترام نذارم


comment نظرات () لینک
تگ ها:
نویسنده : فیلیسوف دیوانه ; ساعت ۳:٠٥ ‎ب.ظ ; ۱۳٩٢/٩/۱٦

[ طراح قالب وبلاگ : سیلور سون ] [ Weblog Themes By : SilverSeven.IR ]