قطره و دریا

وقتی یه قطره آب باشی تو رودخونه بستگی به جنب و جوش خودت سرعت و محل رفتنت معلوم میشه

اگه خسته شی و به یه سنگ بچسبی شاید بخار شی شایدم بعد یه مدت دوباره سنگ رو ول کنی بری دنبال مقصدت...

اما اگه یه رو دخونه مقصد نداشته باشه آخرش باید به یه خشکی ای دل ببنده پس مرداب میشه اما اگه  مقصدش دریا باشه و این وسط به چیزای بی اهمیت مثل خشکیا اهمیت نده آخرش همون یه قطره دریا میشه

زندگی به همین سادگیه باید بخوایم دریا شیم و به این چیزای بی اهمیت فکر نکنیم پس خود دریا ما رو دریا میکنه

/ 3 نظر / 3 بازدید
سارا

مطلب جالبی بود. راستی من به روزم.اگه وقت کردی هی سری بزن. فعلا...

سارا

منظورم یه سری بزن بود.اشتباه تایپ کردم!!!!

سارا

پوزش چیه بابا!!!من اصلا به ملت می گم بیان وبلاگمو بخونن که از همین چیزا بگن دیگه!!!!! راست می گی.اولا که وقتی نوشتمش حوصله نداشتم.دوما که اخیرا همش کتابای خواهر کوچیکه رو خوندم(ماجراهای بچه های بدشانس!!!!)و فکر کنم تحت تاثیر اون یه کم لحنم بچگونه شده.سعی می کنم تا دوره ی فشرده ی درس خوندنم شروع نشده یکی از کتابای خودمو بخونم تا لحنم برگرده سر جاش!!!!!!!! ممنونم از انتقادت. در مورد کوتاه بودنشم فکر کنم مربوط می شه به همون دلیل اول.سعی می کنم ازین به بعد بلند ترش کنم. و در ضمن مگه قراره رمان بشه!!!!!تو هم که مثل خود عطیه خیلی به این قضیه امیدواری!!!! [چشمک]