قطعه اشکی هم از راه رسید و طعم شوری داشت*

پنه لوپه به جنگ میرود_اوریانا فالاچی _ را سالها پیش خواندم...

هفته ی گذشته هم همین طور ...

تازه می فهمم وقتی میگوید:

باورکردنی نیست ، چگونه زمان می تواند خاطره ی موجودی را که همه چیز آدمی بوده است را کدر و حتی محو کند...

* پی نوشت : تیتر جمله ی آخر کتاب است!

/ 1 نظر / 18 بازدید
نگار

فراموشی خوب است که هست اگرنبود چه برسر میامد همورا که کسانش کشتند از دیارش راندند ودردش فدیه دادند اگر نبود فراموشی چه بر سر میامد مرا که مرگ دست در گریبانم زهرسوی می آید وچه خوب است که چیزهایی که تکرار می شوند عادت می شوند وعادت غریزه می شود و من زنده ام