اسنیف! یغما ... بی سیگاری...

1 :چند روزی شده بد جوری درگیر اسنیف یغما گلرویی ام!

اصلا این آدم گره خورده به زندگی من!

تو روخدا گوشن کنید این آهنگشو! _و کلا بخونید ترانه هاشو ،ببینید عکس هاشو ،لذت ببرید از نقاشی هاش!!!_حتی اگه ازش بدتون میاد...

2: تو کافه سپرانو نشستم با دوستی که از بد روزگار روان شناسه!_من از روان شناسا متنفرم!_

ترجیع بند حرفاش اینه که این طور نباش!

میگه : سری دیگه که میبینمت، یکی دو پک جوینت بزن! یا چه میدونم مست کن، نشئه کن ، خمار باش ... میدونم اهل این کارا نیستی ولی تو حق نداری بشکنی... این طور نباش...

رانندگی در مستی یغما _با صدای شاهین_ بک گراند مغزم میشه...

 پی نوشت : وقت حرف زدن ، وقت استراحت لب پنجره تو خونه، وقت فکر کردن، وقت ساز زدن، وقت ملودی ساختن ، وقت ... حسرت سیگار ی که نمیکشم رو میخورم!

پ ن 2 : من از سیگار هم متنفرم! همون طور که از روان شناسا بدم میاد...

نمی دونم چه طور با این دو تا این همه وقت کنار اومدم!

/ 2 نظر / 11 بازدید
نگار

مست میشوم ودرد را به سخره میگیرم نشئه میکنم و درد را به آغوش میکشم . هستیدنم هروله ایست میان افیون و شراب بیماری در من مدام مقدارش ثابت است فقط از نشئگی به مستی نوسان میکند و از مستی به نشئگی یاد فیزیک افتادم مقدار ثابت انرژی تغییر مدام انرژی از صورتی به صورتی دیگر وتغییر مدام من از صورتکی به صورتکی دیگر (دارم تلو دارم تلو از نیستی مستم...حالا دکارت مسخره ثابت کند هستم)

risa

عجب روانشناس احمقیه